كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

680

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

زيارت حضرت شيخ الأسلام الأعظم ، قدوة مشايخ الأمم ، مظهر عناية اللّه الأكبر ، شيخ بهاء الدين عمر قدس سره به قريهء جقاره فرمود و از صحبت شريف آن حضرت انواع منافع استفاضه نمود و بعد از فراغ خاطر از مناظم امور و مصالح جمهور بزم عشرت ترتيب داد و بساط نشاط گشاد و مجلس انس از ماهرويان رشك نگارخانهء چين شد و بزم عيش از تاب رخسار خوبان غيرت‌فزاى خلد برين و حور عين گشت و ساقى سيمين ساق به ملاحت رخسار و حلاوت گفتار و اقداح راح آيينهء روح را جلا مىداد و به خندهء نمكين و شيوهء شيرين درهاى روح و راحت بر دلهاى مشتاقان مىگشاد و مطربان خوش‌الحان از صداى نغمات موزون زهره را در چرخ آورده و نواى نى و عود و قانون از سعد اكبر فغان برآوردند و ميرزا سلطان محمد مصرع چند روزى برين نمط گذراند و درين اثنا از جانب سمرقند ايلچى ميرزا عبد اللطيف رسيد و مكتوبى به موقوف عرض رسانيد . مضمون آن‌كه « شما را فتح خراسان و ما را فتح ماوراء النهر مبارك باد . ما با ميرزا بابر جهت آن دوستى مىورزيديم كه او برادر شما بود و اگرنه همه كس را معلوم است كه در زمان حضرت خاقان سعيد او كه بود و ما كه بوديم . » « 115 » و امرا فرستادهء ميرزا عبد اللطيف را كه محقر ساچقى آورده مبلغى كرامند افزوده گذرانيدند و جواب مناسب نوشته مصحوب مولانا شمس الدين صدر بدخشانى بازگردانيدند . و شرح قضاياى ماوراء النهر محتاج بيان است . ذكر قضايايى كه در مملكت ماوراء النهر درين سال به ظهور آمد از رشحات حركات خامهء سخن‌ساز و از كلمات نيرات نامهء حكايت‌پرداز گوشزد اهل سماع و ديده‌دوز زمرهء اطلاع شده باشد كه ميرزا عبد اللطيف در بلخ

--> ( 115 ) . نسخ : من كه بودم .